محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )

34

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

عشق ؛ امّا دستانى تهى و پيراسته از درهم و دينار . على عليه السلام به خانهء پيامبر خدا رفت ، شكوه و عظمت پيامبر خدا ، او را از سخن گفتن باز داشت . با چشمانى آميخته با آزرم ، نگاهى به پيامبر صلى الله عليه و آله داشت و نگاهى ديگر به زمين . پيامبر صلى الله عليه و آله با تمهيداتى على عليه السلام را به سخن گفتن وا داشت ، و چون على عليه السلام سخن گفت ، فرمود : « چيزى در زندگى دارى ؟ » . جواب ، معلوم بود ؛ امّا مگر فاطمه عليها السلام را همسانى جز على عليه السلام و همسرى لايق جز او بود ؟ ! ازدواج ( و به تعبير پيامبر خدا : امر الهى ) تحقّق يافت و آن دو بزرگوار ، زندگانى مشترك را در اوّلين سال هجرت ، « 1 » با مهريه‌اى بسيار اندك و مراسمى بس ساده و جهيزيه‌اى ساده‌تر آغاز كردند و بدين سان ، شكوهمندترين خانه و نقش آفرين‌ترين زندگانى مشترك در تاريخ اسلام ، رقم خورد . در كنار خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله ، خانه‌اى خُرد - كه به راستى از همهء تاريخ ، بزرگ‌تر و غبطه‌آفرين عرشيان و زمينيان بود - ، بر پا شد . اين خانه ، سرچشمهء فضيلت‌ها ، مكرمت‌ها ، عشق ، ايمان ، ايثار ، جهاد ، ساده زيستى ، . . . بود و به راستى خانه‌اى بود كه سر بر عرش مىساييد . على عليه السلام ، اين پارساى شب و زمزمه‌گر خلوت‌هاى آن ، شير بيشهء نبرد بود و هنوز زخم‌هاى نشسته بر پيكرش التيام نيافته ، در جنگى ديگر حاضر بود و رزم آورترين و بزرگ‌ترين هماوردجوىِ ميدان . و فاطمه عليها السلام ، آرام و پرشكيب ، بار زندگى را بر دوش داشت ، با كم‌ترين امكانات مىساخت ، زخم‌هاى همسر و پدر را مىشست و افزون بر همسرى على عليه السلام ، به تعبير لطيف پيامبر خدا ، « براى پدر ، مادرى مىكرد » . « 2 »

--> ( 1 ) . از منابع تاريخى استفاده مىشود كه ميان عقد و زفاف على عليه السلام با فاطمه عليها السلام ، مدّتى فاصله شده و عقد ، اندكى پس از رسيدن به مدينه و زفاف ، پس از جنگ بدر بوده است و توجّه به اين نكته مىتواند تعارض ميان روايت‌هاى موجود را حل نمايد . ( 2 ) . شايد بدين جهت ، يكى از كنيه‌هاى ايشان ، « امّ أبيها » است . ر . ك : تهذيب الكمال : ج 35 ص 247 ش 7899 .